7
وقتی با افکار ناخواسته بزرگ میشویم، اغلب جهانهای درونی پیچیدهای پر از ترس، شرم و افکار منفی ایجاد میکنیم. با گذشت زمان، ناخواسته ذهن خود را آموزش میدهیم تا مسیرهایی بسازد که احساسات دردناک را تقویت کنند. چون از اینکه دیگران ما را «شرور» یا «منحرف» بدانند میترسیم، این افکار را پنهان میکنیم — و این پنهانکاری اوضاع را بدتر میکند.
اما امید وجود دارد. بهترین راه برای شروع بهبود این الگوها، انجام کاری است که تاکنون هرگز انجام ندادهاید: باز بودن درباره افکاری که دارید.
تجربه شخصی من
نقطه عطف بزرگ زندگی من بعد از آن رخ داد که عمیقترین افکار ناخواسته خود را با درمانگرم در میان گذاشتم. در ابتدا، باز شدن باعث شد احساس بیماری و ترس کنم. بالاخره سالها تلاش کرده بودم این افکار را پنهان کنم. اما چیزی در درونم شروع به تغییر کرد.
متوجه شدم که به یک متخصص — کسی که واقعاً روانشناسی را میفهمد — اعتماد کردهام و او مرا سرزنش نکرد. برای اولین بار، دیگر پنهان نمیشدم. حتی نیازی نبود به خانواده یا دوستانم بگویم، چون آنها متخصص نیستند و OCD را درک نمیکنند.
نکته اصلی: وقتی فقط به یک فرد قابل اعتماد باز میشوید، دیگر خود واقعیتان را از جهان پنهان نمیکنید. چون دیگر پنهان نمیشوید، در اطراف خانواده و دوستان کمتر اضطراب خواهید داشت. همچنین حمایت کسی را که روانشناسی را میفهمد دریافت میکنید — و این بسیار آزادکننده است.
باز بودن اولین قدم برای تبدیل شدن به فردی متفاوت است. وقتی باز هستید، میتوانید کمک دریافت کنید. و چون دیگر پنهان نمیشوید، ترس از «فاش شدن» شروع به از بین رفتن میکند.
یک نکته احتیاطی
باز کردن افکار ناخواسته خود — از جمله محتوای آنها — میتواند بسیار آزادکننده باشد. اما نیازی نیست فوراً به خانواده یا دوستان بگویید، مخصوصاً اگر OCD را درک نمیکنند. این میتواند بعداً، پس از شروع روند بهبود، و فقط در صورت تمایل شما اتفاق بیفتد.
صحبت با یک درمانگر درباره OCD — از جمله محتوای افکار — میتواند تحولی باشد.
شما تنها نیستید
اگر نیاز به کسی دارید که با او باز شوید، میتوانید با من شروع کنید. من هم این نوع افکار را تجربه کردهام. گفتن آنها با صدای بلند (یا نوشتن آنها) در یک فضای امن و ناشناس میتواند بسیار آزادکننده باشد. باز شدن میتواند اولین قدم به زندگی جدید شما باشد.
مثال:
من: سلامغریبه: من افکاری درباره سوءاستفاده از کودکان دارم.من: متاسفم — این باید دردناک باشد. آیا میدانستید افرادی که به دلیل OCD چنین افکاری دارند، در اطراف کودکان ایمنتر هستند چون بسیار محتاطند؟غریبه: واقعاً؟ اما من خودم را خیلی شرور احساس میکنم.من: من صد درصد درک میکنم. شما شرور نیستید — شما یک اختلال دارید. میتوانم به شما راهنمایی کنم که چگونه این نوع OCD را درمان کنید؟ این اختلال «OCD کودکآزار» نام دارد و قابل درمان است. 🙂غریبه: من کمک میخواهم. نمیدانستم افراد میتوانند از این اختلال بهبود یابند. همیشه احساس میکردم از جهان پنهان شدهام، اما شما میگویید امید وجود دارد!من: مطمئناً. شما در جای درستی هستید. من فکر نمیکنم شما فرد بدی باشید. بیایید با هم روند درمان را آغاز کنیم.
Bạn đang đọc truyện trên: ZingTruyen.Xyz