19
جهان تاریکی دارد. ما باید به این واقعیت پی ببریم که همیشه در مورد شر در این جهان میشنویم. ما داستانهایی از انواع بدیها میشنویم و میدانیم که اینها میتوانند در انسانها وجود داشته باشند، به همین دلیل است که خودمان را زیر سؤال میبریم. ما داستانها و ترسهای پیرامون آنها را میشنویم: «آن افراد شرور هستند. باید کشته شوند» یا «چطور کسی میتواند اینقدر بیرحم باشد؟» همه باید این واقعیتها را درون خود پردازش کنند، اما افراد مبتلا به OCD این کار را به روش ناسالم انجام میدهند.
افراد با OCD تمایل دارند برای درک شر، تصور کنند که خودشان آزاردهنده هستند. آنها خودشان را به عنوان آزاردهنده تصور میکنند تا از انجام چنین کاری بترسند. اما مشکل این است که آنها شروع به فکر کردن میکنند که شاید در سطحی، بخواهند این کار را انجام دهند. روش آنها برای درک جهان علیه خودشان عمل میکند. آنها با افکار ناخواسته، وسواسهای طولانی ایجاد میکنند که احساس بدتری به آنها میدهد. آنها فکر میکنند: «اگر کسی میدانست من این افکار را دارم، من را زندانی میکردند» یا پاسخهای منفی دیگر.
در نهایت، آنها مدت طولانی روی چیزهای منفی وسواس پیدا میکنند و خود را بیمار میکنند، بدون اینکه بدانند فقط سعی دارند خودشان را از انجام شر محافظت کنند.
بخش بزرگی از OCD این است که خود را برای یک فکر قضاوت نکنید.
به جای اینکه سعی کنید با تصور اینکه شما آزاردهنده هستید، آن را درک کنید، عواقب را تصور کنید. اگر من ۱۰ دقیقه بدنم را تحلیل کنم، بفهمم که آیا میخواهم و فکر کنم که شرورم... بیمار میشوم. این هیچ کمکی به بهبودی نمیکند.
اما اگر به جای آن تصور کنم به زندان میروم و ۲۰ دقیقه به آن فکر کنم، توضیح منطقی برای اینکه چرا این کار را انجام نمیدهم، میسازم. تصور میکنم که در زندان گیر کردهام. نمیتوانم به فروشگاه بروم. تصور میکنم غذای بد میخورم. تصور میکنم یک صحنه دعوای بزرگ که در آن کتک میخورم. این یک فکر مفید است. این به شما کمک میکند بفهمید چرا چنین کاری انجام نمیدهید.
حتی اگر علاقه کمی به انجام شر داشته باشیم، تصور ۲۰ دقیقهای زندان آن علاقه را از بین میبرد. بنابراین حتی تمایل اندک بیمعنی است. اهمیتی ندارد. تحلیل سطح علاقه به شر فقط باعث مریضی میشود. تقویت دلیل اینکه چرا آن کار را انجام نمیدهید، باعث اعتماد به نفس میشود که حتی اگر کمی تمایل وجود داشته باشد، اتفاق نمیافتد.
اگر شخصی تمایل به ارتکاب جرم ندارد و، بگذارید بگوییم، آن را انجام نمیدهد... هیچ پاداشی وجود ندارد.
اگر شخصی تمایل به جرم دارد اما آن را انجام نمیدهد، مستحق خوبی است.
Bạn đang đọc truyện trên: ZingTruyen.Xyz