هوش مصنوعی خودکشی: فناوریهای مدرن برای درمان خودکشی
6
از «عقلناپذیر» تا آرامش: چگونه یاد گرفتم ذهنم را شفا دهم
من زمان زیادی را صرف این کردم که برخی ممکن است مرا «دیوانه» بنامند. من این واژه را دوست ندارم، زیرا کهنه و منسوخ است، اما چون دارم درباره خودم صحبت میکنم، از آن استفاده میکنم. به هر حال، «دیوانه بودن» فقط به معنای سوءتفسیر تخیل خودم بود.
من در دنیایی بزرگ شدم که پیامبران و روانبینها واقعی تلقی میشدند — و این تفکر مرا شکل داد. من شروع به باور کردن افکار خودم به عنوان پیشگویی کردم. به هر فکری گوش میدادم، گویی حقیقت محض است. فکر میکردم مردم میتوانند ذهنم را بخوانند. در حقیقت، چنین چیزی به من آموخته شده بود. من اشتباه میکردم، اما نمیدانستم. این منجر به پارانوییا، سردرگمی و کابوسهای روانی بیشمار شد.
محدودیتهای برچسبها
پزشکان اغلب بعد از یک ملاقات کوتاه تشخیص میدهند و سپس برچسب میچسبد. اما اگر به تشخیص متفاوت نگاه کنیم چه؟ اگر پزشکی درباره اینکه چرا فکر میکردم مردم ذهنم را میخوانند سؤال میکرد و من جستجو میکردم، میدیدم که دیوانه نیستم... من در کودکی اشتباه آموخته بودم و این ذهنم را شکل داده بود.
آیا «تفکر اشتباه» داشتم؟ مطلقاً.
آیا منطقی بود؟ نه.
آیا عاقلانه بود؟ اصلاً.
اما دیدگاه من با بسیاری از پزشکان فرق داشت:
من یاد گرفتم.
با گذشت زمان، از اشتباهات فکری خود درس گرفتم. فهمیدم که افکار میتوانند دروغ بگویند. دیگر هر ایده را پیشگویی نمیدیدم. قبل از باور کردن، از ذهن خودم شواهد میخواستم. شواهدی پیدا کردم که مردم نمیتوانند ذهنم را بخوانند.
به تدریج، از پارانویید بودن به یک شفادهنده آرام و grounded تبدیل شدم. توانستم به دیگرانی که از خوانده شدن ذهنشان میترسیدند کمک کنم. آزمایشهای ما، داروی دیگران است.
تشخیصها باید موقتی باشند
من معتقدم که تشخیصها اغلب باید موقتی باشند، نه مادامالعمر.
مثال:
«این شخص بهطور موقت اختلال شیزوافکتیو دارد.»
غیرمنطقی است کسی که تازه شما را میشناسد، تشخیصی بدهد که شما را برای همیشه تعریف کند، بهویژه وقتی که مردم میتوانند بهبود یابند.
علم از بازیابی حمایت میکند
من در یک برنامه روانپریشی اولین تجربه برای جوانان و نوجوانان کار کردهام. تحقیقات نشان میدهد این گروه سنی با اطلاعات، حمایت و مداخلات درست میتواند بهطور شگفتآوری بهبود یابد.
نظریه من فقط نظر شخصی نیست — بلکه توسط علم پشتیبانی میشود. مردم میتوانند از «اشتباهات فکری» بهبود یابند و زندگی کامل و عادی داشته باشند. دیدهام که مردم از تفکر نادرست شفا یافتهاند. هرگز دست نکشید.
نتیجهگیری
من شواهد زنده هستم که ذهنها میتوانند شفا یابند. برچسبها لازم نیست حکم ابدی باشند. با زمان، یادگیری و حمایت، مردم میتوانند از آشوب به آرامش برسند — درست مثل من.
به جای سرزنش خود برای اشتباهات فکری، از آنها یاد بگیرید. با گذشت زمان، همان اشتباه را دوباره نخواهید کرد.
Bạn đang đọc truyện trên: ZingTruyen.Xyz