2
⚠️ هشدار محتوایی
این کتاب به موضوعات حساسی از جمله خودکشی میپردازد. گرچه تمرکز آن بر درمان و امید است، اما مطالب آن عمیق و شدید است. لطفاً با دقت و مراقبت بخوانید.
من میدانم حسِ خواستنِ مرگ یعنی چه.
میدانم چه حسی دارد وقتی تنها نشستهای، دیوارها را حس میکنی که به تو نزدیک میشوند و فکر میکنی هیچکس نمیتواند کمک کند.
سالها درون آن درد زندگی کردم. آن را مثل پوستی دوم بر تن داشتم. مرگم را بیش از آنکه بتوانم بشمارم برنامهریزی کرده بودم — با کیسهای روی سرم، با چاقویی بر مچم، با صورتم زیر آب. من زندگی نمیکردم؛ من فقط یک وجود شکنجهشده را تحمل میکردم.
وقتی پیش پزشکان رفتم، از من پرسیدند: «چرا میخواهی خودکشی کنی؟» اما من نمیدانستم. هیچکس به من کمک نکرد دلایل مرگخواهیام را باز کنم. تنها به خانه برگشتم. به دیوارها مشت زدم. کامپیوترها را شکستم. گیر افتاده بودم و راهی برای خروج از درد نمیدیدم.
تا اینکه روزی یک انتخاب کردم: مبارزه کنم.
من نقشهای نداشتم. هیچکس کتابچه راهنمایی به من نداد. اما آرامآرام، با آزمون و خطا، شروع کردم به ساختن یک نقشه برای خودم. درباره احساسات، افکار و مهارتهای مقابله یاد گرفتم. تفکر آگاهانه را تمرین کردم. عزت نفسم را دوباره ساختم. قدرت تخیل را کشف کردم و از آن برای بازنویسی داستانم استفاده کردم. جاهای غیرمنطقیام را پیدا کردم و یاد گرفتم چگونه آنها را به عقلانیت بازگردانم. هدف ساختم. با تمام وجود دعا کردم.
و بعد، یک روز متوجه شدم: درد خودکشی رفته است.
هیچکس به من نگفته بود چطور این کار را انجام دهم. من با تجربه یاد گرفتم.
به همین دلیل این کتاب را مینویسم.
چون چند نفر از ما به تنهایی از افکار خودکشی بیرون آمدهایم؟ چند نفر زنده ماندهایم اما مسیر را هرگز با دیگران در میان نگذاشتهایم؟ چند نفر باید بمیرند تا بفهمیم گفتگویی دیگر لازم است — گفتگویی فراتر از نسخهها و تشخیصها؟
برخی از ما تنها جنگیدیم. برخی از ما خودمان طناب نجات خود را ساختیم. این کتاب برای ماست.
من میخواهم این کتاب بیش از داستان من باشد. میخواهم صدای ما را در خود داشته باشد — صدای کسانی که جنگیدهاند و زنده ماندهاند، کسانی که راههای درمان را کشف کردهاند بدون آنکه کسی به آنها آموزش دهد. شاید با هم بتوانیم مسیر را برای نسل بعد آسانتر کنیم.
ما همه بخشی از پاسخ هستیم.
ما هستیم... خودکشی و هوش مصنوعی.
Bạn đang đọc truyện trên: ZingTruyen.Xyz